آقا محمد علي كرمانشاهي
515
مقامع الفضل
زنا وبهتان مىبست بر أو تا مضطرّ شود به آنكه چيزى از مهر خود ببخشد به أو وأو به آن چيز زن نو را بياورد پس اين آية نازل شد جهت نهى از آن ، وبه اين سبب فرموده : أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً « 1 » . وهمچنين در حديث مشهور كه عامّه وخاصّه به طرق معتبره روايت كردهاند ، بعضي در قدح « عمر » وبعضي در مدح أو كه روزى عمر بر بالاى منبر منع كرد از زيادة بر مهر سنّت نبوي صلّى اللّه عليه وآله كه پانصد درهم شرعي است ، يعنى دويست وشصت ودو مثقال ونيم صرّاف است از نقره سكّه دار ، وگفت : هر كه زيادة بر مهر سنّت كند زيادتى را مىگيرم وداخل بيت المال مىكنم ، پس زنى برخاست وگفت : از ما مىگيرى چيزى را كه خدا بر ما حلال كرده است ، وهمين آية را خواند ، پس عمر گفت : ( كلّ الناس أفقه من عمر حتّى المخدّرات ) « 2 » يعنى همه كس داناترند از عمر حتّى زنان ، واز منع مذكور برگشت . وهيچ كس حتّى عمر منع از بخشش به زن نكرده وهمچنين احدى تا حال - از دوست ودشمن عمر - تخطئه عمر وآن زن در اين مسأله ننمودهاند ، هر چند به حسب ظاهر حملش بر هبه ممكن باشد ، ولزوم هبهء زوجين موافق مشهور وخارج است از محلّ نزاع فيما بين . قوله : « وهمچنين اطلاق كريمه » « 3 » ، همچنين نفعي به مدّعى نمىرساند ،
--> ( 1 ) نساء ( 4 ) : 20 . ( 2 ) تفسير كشّاف : 1 / 491 ، سنن بيهقى : 7 / 233 ( با اندكى اختلاف ) ، بحار الأنوار : 30 / 655 ، كشف الخفاء : 1 / 269 و 388 و 118 ، جامع بيان العلم وفضله : 208 ، تفسير قرطبى : 5 / 66 ، ارشاد الساري : 8 / 60 ، تفسير نيشابورى ( مطبوع در حاشية تفسير طبري ) : 4 / 220 ، در المنثور : 2 / 237 ، كنز العمّال : 16 / 536 - 538 أحاديث 45796 - 45800 ، مستدرك حاكم : 2 / 191 - 193 حديث 2725 - 2728 . لازم به يادآورى است كه حاكم در ذيل حديث 2728 اين روايت را متواتر دانسته وفرمود كه : كتاب بزرگى در اين زمينه نوشته است وذهبي نيز تواتر آن را پذيرفته است . براي توضيح بيشتر مراجعه شود به الغدير : 6 / 95 - 99 . ( 3 ) مراجعه شود به صفحهء 498 كتاب حاضر .